تبلیغات
مجله اینترنتی روز به روز - • مدیریت این مکان باصفا، با همسر شهاب حسینی است ! + عکس

• مدیریت این مکان باصفا، با همسر شهاب حسینی است ! + عکس

شنبه 24 دی 1390 12:17 ب.ظنویسنده : سبزه

 

شاید اگر چشمان‌مان را بسته بودیم و جلوی كافه هنر بازش می‌كردیم لحظه‌ای این تصور برای‌مان به‌وجود می‌آمد كه در جنگلیم و روبه‌روی یك كلبه ایستاده‌ایم؛ كلبه‌ای كه زیبایی درونش كم از بیرونش ندارد. شاید تا به امروز بسیاری از دوستداران شهاب حسینی سری به این كلبه دوست داشتنی زده باشند و وقتی این توصیف را می‌خوانند، بدانند كه از چه صحبت می‌كنیم. چند سالی می‌شود كه شهاب كافه كوچكی را در لواسان، بلوار امام خمینی، مركز خرید هدیش افتتاح كرده تا زمان‌هایی كه زندگی و حواشی‌اش به او فرصتی می‌دهند به این مكان برود و ساعاتی را در كنار دوستدارانش سپری كند.

http://www.smstak.com/wp-content/uploads/2010/09/Jalalposter_Jalalpic_funpatugh_com-_2_.bmp


قصه تولد كافه هنر

پیدا كردن كافه هنر اصلا كار سختی نیست. وقتی وارد لواسان می‌شوید بدون این‌كه نیاز باشد به‌دنبال بلوار امام خمینی بگردید، در این بلوار در حال حركت هستید. فقط باید كمی حواس‌تان را جمع كنید تا مركز خرید هدیش را پیدا كنید. آقای حسینی مثل همیشه نه تنها خوش‌قولند كه زودتر هم در كافه حاضر شده‌اند. منتظر می‌مانیم تا چند تماس تلفنی مهمی كه دارند بگیرند و بعد صحبت‌های‌مان را شروع كنیم. مدیریت كافه بنا به گفته شهاب حسینی برعهده همسرش است. وقتی از او می‌پرسم كه قصدش از برپایی این كافه چه بوده، در پاسخ می‌گوید: دلایل متعدد و مختلفی داشت. یكی این بود كه دلم نمی‌خواست به لحاظ اقتصادی فقط به سینما وابسته باشم. داستان هم از آنجایی شروع شد كه یك روز كه همراه خانواده‌ام بودم تصادفی برای‌مان اتفاق افتاد كه ممكن بود به قیمت خیلی بدی برای‌مان تمام شود. خدا را شكر این اتفاق نیفتاد ولی این حادثه من را به فكر فرو برد كه اگر در آن لحظه اتفاقی می‌افتاد من عملا همه چیز را از دست می‌دادم، به‌خصوص خانواده‌ام خیلی به خطر می‌افتادند. از همان موقع ترجیح دادم به فكر یك حركت بیزینسی باشم البته بیشتر به خاطر خانواده‌ام. اهل ریخت و پاش هم در زندگی نبودم و طی این سال‌ها همیشه سعی كرده بودم پس‌اندازی داشته باشم و با آن پس‌انداز هم توانستم سرقفلی نیمی از این كافه را كه مشاهده می‌كنید، خریداری كنم.

Persianv.com At site


از جنس كلبه

كافه هنر طراحی و دكوراسیون داخلی جالبی دارد. نه می‌توانید بگویید شبیه خانه است نه‌می‌توانید صرفا به شكل یك كافه به آن نگاه كنید زیرا آمیزه‌ای از هر دوی این‌هاست! كافه از بیرون به شكل یك كلبه كوچك جنگلی است البته اگر با كمی دقت به اطرافش نگاه كنید متوجه قسمت دیگری در خارج كلبه می‌شوید كه از چند صندلی و 2 آكواریوم بزرگ كه ماهی‌های بسیار زیبایی هم دارند، درست شده كه فضایی ساده اما دوست‌داشتنی را شكل داده است و بیشتر شبیه لوكیشن یك فیلم به‌نظر می‌رسد. آنقدر چیدمان و طراحی بیرونی و داخلی كافه زیبایی دارد كه نتوان به سادگی از كنارش گذشت و از چگونگی‌اش نپرسید: طراحی این‌جا براساس آن چیزی كه به ذهن من و همسرم رسید، انجام شد. از آنجایی كه من عاشق چوبم ترجیح دادم از وسایل چوبی زیاد استفاده كنم تا كافه محیطی گرم و صمیمی همراه با انرژی خوبی داشته باشد. می‌دانم كه اینجا خیلی پرفكت نیست اما دلم می‌خواست در عین حال یك سادگی‌ای هم داشته باشد. دوست داشتم فضای داخلی كافه مانند داخل خانه باشد. ایده بیرونی‌اش هم باز از خودمان بود كه دوست داشتیم یك شكل كلبه مانند داشته باشد چون من عاشق چوب و جنگل هستم.


حسن بزرگ

وقتی با شهاب حسینی صحبت می‌كنید متوجه می‌شوید كه بااهمیت‌ترین مسئله در زندگی برایش خانواده‌ای است كه دارد و تمام تلاشش هم برای این است كه آن‌ها راحت‌تر زندگی كنند! این ادعا زمانی خودش را به اثبات می‌رساند كه از او می‌پرسم حسن بزرگی كه برپایی این كافه برای او داشته چیست كه در پاسخ می‌گوید: حسن بزرگی كه این كار داشت این بود كه باعث شد یك دغدغه اجتماعی برای همسرم به‌دلیل اداره كردن اینجا به‌وجود بیاید و خیلی از این اتفاق خوشحالم چراكه احساس می‌كردم به‌دلیل شرایط كاری من كه مرتبا سر كار یا در سفرم، دچار نوعی افسردگی شده. خوشبختانه كار كافه باعث شد این شرایط بهبود پیدا كند و همسرم هم با نهایت دقت و اشتیاق این كار را پیگیری می‌كند.


پایگاه كوچك

اما ظاهرا یكی دیگر از دلایلی كه باعث شده شهاب این كافه كوچك را راه‌اندازی كند این بوده كه پایگاهی داشته باشد برای دیدار دوستان و دوستدارانش تا در فرصت‌هایی كه دست می‌دهد بتواند با آن‌ها گپ و گفتی داشته باشد و از نظرات و انتقادات‌شان استفاده كند. تنها مسئله‌ای كه در این میان او را ناراحت كرده دلخوری افرادی است كه از او گله‌مند شده‌اند كه چرا همیشه در كافه حضور ندارد؟ كه به‌نظر می‌رسد خواسته غیرمنطقی‌ای هم باشد؛ «دوستان انتظار داشتند هر وقت به اینجا تشریف می‌آوردند، من در كافه حضور داشته باشم كه چنین چیزی عملا شدنی نیست چراكه اگر وقت كافی هم برای این كار داشته باشم، كارم این نیست. من 15 سال زحمت كار سینما را نكشیده‌ام كه در نهایت بخواهم كار كافه‌داری كنم. به‌طور كلی اگر فرصتی برای گپ و گفت و انتقاد پیش بیاید من همیشه خوشحال می‌شوم و استقبال می‌كنم.

یكی دیگر از اهدافم هم از ایجاد این كافه بنابر همان ضرب‌المثل فرانسوی است كه می‌گوید: ایده‌های بزرگ همیشه از پشت میزهای كوچك كافه‌ها شكل می‌گیرد. هدفم این بود كه در اینجا ایده‌های خوب و خلاق هنری شكل بگیرد.»


راضی هستید

اما شاید بد نباشد نگاهی هم به این مسئله داشته باشیم كه كار كافه‌داری منفعت مالی هم برای این بازیگر خوب سینما و تلویزیون ما داشته یا نه؟ كه در پاسخ به این سوال می‌گوید: واقعیت این است كه این كار به‌دلیل موقعیت محلی‌ای كه دارد و این‌كه جای پر رفت‌وآمدی نیست درآمد آنچنانی برایم ندارد اما به‌دلیل این‌كه لواسان محل زندگی‌ام است و خیلی دوستش دارم و از طرفی به خاطر این‌كه همسرم بتواند مدیریتش را برعهده بگیرد، اینجا را انتخاب كردم وگرنه در حال حاضر كمكی به هزینه‌های زندگی‌ام نمی‌كند و از جیب هم برای این‌كه صرفا چراغ اینجا روشن بماند، هزینه می‌كنم. فقط امیدوارم كه این كار برای آینده و فرزندانم حركت مفیدی باشد.


دور از هیاهو

«شاید اگر ما از همین فضا استفاده دیگری می‌كردیم مثلا به یك مغازه تبدیلش می‌كردیم از نظر مالی منفعت بیشتری برای‌مان داشت اما در حال حاضر من این كار را بیشتر دوست دارم و برایم مطلوب‌تر است.»دور از هیاهوی شهر و ناآرامی‌های زندگی چند ساعتی را در كافه هنر گذراندیم و حالا زمان آن رسیده تا از این محیط دوست‌داشتنی دل بكنیم و به همان هیاهو و دلمشغولی‌های زندگی باز گردیم. در آخر شاید بد نباشد كه شما هم بدانید این كافه دوست داشتنی تا به حال میزبان استاد جمشید مشایخی و رضا صادقی در سالروز تولدشان بوده است تا با این كار بیشتر از قبل به هویت خود اعتبار بخشد.

مجله تپش


آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر